ته صدای جلبک

از اعماق اقیانوس سرد ...

پلاک8

و کماکان من هنوز نمیتونم بنویسم ... 

حتی علاقه ای ک به نوشتن داشتم رو هم از دست دادم =| 

هیچ چیز ... تمام ذوق نوشتم .. اون همه شوقی ک برای ثبت لحظه ها و اتفاقا داشتم انگار همشون از بین رفتن 

چقدر اون روز ها دور بنظر میرسند ... انگار ک سال ها ازش گذشته ... 

حس میکنم از خوندن نوشته های بقیه بیشتر لذت میبرم و گاهی چقدر افسوس میخورم ک چرا نمیتونم بنویسم .. چقدر حسرت میخورم برای نداشتن حسی ک اونا بعد از اینکه مینویسن و تجربش میکنن ... 

حسرت لمس نکردن اون اشک و لبخند ها ... 

حسرت اون سبکی بعد از ثبت نوشته ...

خسته شدم از این وضعیت ... شاید اره شاید هم نه ... نمیدونم 

سلاااااااااااااااممممم زرای خودم خوبی فدات شم:)))))) آخه چرا حس و حالت خوب نیس عزیزم ؟ نگران نباش موقته این حالت میگذره :(((( بخند زندگیم بخند ^_^
سلااام عزیزم . مرسی تو خوبی ؟ 
امیدوارم سریعتر بگذره ... دلم نوشتن میخاد :) 
😊😊😊😊 اینم خنده :)
من امروز بدجوری خوشالم و حالم خوبه عزیزدلم الانم که تو میخندی دیه عاااالیم :)))))))) نگران نباش زرای من :))))
همیشه خوشحال باش عزیزم :) 
به روی چشمم ^_^
صبر لازمه :)
 درسته :))  اما میترسم ب این حالت عادت کنم ... 
نمی‌کنی
همین که دغدغه داری یعنی عادت نمی‌کنی :)
کاش همینطوری باشه ک تو میگی .. مرسی عزیزممم :)) 
عوا عوا راس میگی چرا خنده ها بر عکس اومدن !!!!! من که خندیدم!!! این چرا گریه میکنه!!!o_O :)))))))))))
همین دیگ ...   :((((( 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan