ته صدای جلبک

از اعماق اقیانوس سرد ...

پلاک 5

وای به احوال روزی که دلت یک چهاردیواری پنجره دار بخواهد! 

یک پنجره که بشود روی طاقچه اش یک رادیو گذاشت و کنارش نشست و سکوت کرد و سکوت کرد و... 

 نه چرا سکوت؟ کنارش نشست و حرف زد! 

حرف بزنی و گرد و خاکی که سر دلت نشسته را تف کنی!

 با هر کلمه کلافگى هایت را بیرون بدهی...

حرف بزنی و حرف به حرف شانه هایت را سبک کنی

 نصیحت نشنوی، سرکوفت نشنوی، راه حل های ابداع شده نشنوی، 

حرف بزنی و گوش بدهند؛ 

وای به احوال روزی که بخواهی گوش بدهند...

خوب بود کلیات متن،ولی به نظرم حرف بزنی  رو کمتر تکرار میکردی بهتر میشد


 نه چرا سکوت؟ کنارش نشست و حرف زد! 

حرف بزنی و گرد و خاکی که سر دلت نشسته را تف کنی!

 با هر کلمه کلافگى هایت را بیرون بدهی...

حرف به حرف شانه هایت را سبک کنی، 

نصیحت نشنوی، سرکوفت نشنوی، راه حل های ابداع شده نشنوی، 

حرف بزنی و گوش بدهند؛ 

وای به احوال روزی که بخواهی گوش بدهند...

درسته به این دقت نکرده بودم ... الان ویرایشش میکنم 
خیلی ممنون از تذکرت =))))
نه ویرایش نکن،بزار بمونه
که در مرور ژمان خودت بفهمی چه قدر پیشرفت کردی با خوندن اینا
ویرایشش کردم =((((( 

بیا حرفاتو بوگو من میگوشم عجقم... تا ابد هم بخای هسدم ...
 قربون عشق خودم بشم که عنقده خوبه :) 
يكشنبه ۶ آبان ۹۷ , ۱۵:۰۱ ما جــــــــღــــــدہツ
وای....


+خوب بود گلم:)
مرسی عزیزم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan